شاگردان: عالمان وارستهاى همچون علامه سردار کابلى، آیةاللّه العظمى سید شهابالدین مرعشى نجفى، آیةاللّه سیدمحمود گراشى (فرزند ایشان) و... .
آثار: رساله عملیه(مخطوط)، محاسن الاخلاق، رسائلى در علوم فقه، اصول، تفسیر و ... .
نگارش حیات سراسر حکمت و عزت فرزانگان فروتن و خداترس که جان خویش را به زیور علم و عمل آراسته و از اندک عمر خویش، نهایت توشه را براى سفر ابدى آخرت تهیه کردهاند، بسى خفتگان را بیدار و بیداران را به تکاپو وامىدارد. آیةاللّه حاج سیدعباس معصومى گراشى، یکى از اکابر علماى مهذب و خودساخته مکتب حقه امامیه است که نسبش با چندین واسطه به امام هفتم حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام مىرسد.
آن عالم جلیلالقدر مورد توجه اساطین حوزههاى علمیه نظیر شیخ فضلاللّه نورى، مرحوم آخوند خراسانى و... بوده است. عظمت شخصیت آن جناب، تراجم نویسان را واداشت تا ابعاد علمى و اخلاقى زندگى نورانى او را به قلم آورند. آیةاللّهالعظمى مرعشى نجفى از تلامذه برجسته آن مرحوم، مىنویسند: “علامة الزاهد السالک و السائر حجةالاسلام آیةاللّه السیدعباس لارى قدسسره از بزرگان علماء ارجمند بود. وى فقه و اصول را از صاحب کفایه و صاحب عروة فراگرفت و علاوه بر این، از انفاس قدسیه علامه جمال السالکین، سید مرتضى کشمیرى نجفى به صورت مستمر بهره گرفت. کسانى چند از آیةاللّه معصومى روایت مىکنند که یکى از آنها این نگارنده مسکین مىباشد. آن مرحوم داراى خشیت از ذات خداوند متعال بود. در راه امر به معروف و نهى از منکر از ملامت هیچ ملامتگرى نمىهراسید. این عالم بزرگ داراى نوشتهها و رسائلى در فقه و اصول و کلام و تفسیر و غیر آنها مىباشد. او علاوه بر روایت، در خصوص حرز یمانى مشهور به دعاى سیفى و اوراد و اذکار دیگر نیز به من اجازه داده بود...”.
آیةاللّه سیدعباس معصومى در بیت علم و تقوا چشم به جهان گشود. والد محترمشان سیدمحمد از دانش آموختگان مکتب میرزاى شیرازى بود و نیز وکالت مرحوم میرزا را در منطقه لار برعهده داشت. براین اساس فرزند خویش را از همان کودکى در مسیر وزش توفیقات الهى قرار داد. سیدعباس در زادگاهش ابتدا تعلیمات و آموزشهاى مکتب را در هشت سالگى فراگرفت. سپس دروس مقدماتى را در محضر والد ماجدش دنبال کرد و زمانى که به دوازدهسالگى رسید، به همراه پدر که از نبوغ و استعداد درخشان فرزندش مطلع گشته بود عازم عراق شد. در این سفر، پدر براى تحصیل سیدعباس با میرزاى شیرازى مشورت مىکند و از وى مىپرسد:
مرجعا! آیا این فرزند را به تحصیل بگمارم یا به کسب بپردازد؟
آن مرجع و زعیم شیعیان، جانب تحصیل را ترجیح داده، از او مىخواهد فرزند خود را وقف دین و اسلام کند.
بدین ترتیب آیةاللّه معصومى به مدت چهل سال در نجف اشرف و سامرا بدون اینکه بیرون برود، مىماند و با جدیت و پشتکار تمام محضر استوانههاى علمى آن دیار را مغتنم مىشمارد تا این که پرنده فکرش بر قله بلند اجتهاد و فهم دین آشیانه مىگزیند و خود به دانشمندى صاحبنظر و محققى صاحب اثر تبدیل مىشود؛ مرحوم آخوند در تقریظى که بر یکى از آثار شاگردش، آیةاللّه معصومى نگاشته، مراتب علم و فضل او را اینگونه مود تأیید قرار داده است:
“... بحمدلله جناب نخبة العلماء العالمین و صفوة الفضلاء و سند المحصلین المجدین و ... آقاى سیدعباس به کمال صلاح و تقوى آراسته و بالغ مرتبه اجتهاد و قابل تصدى حسبیه و وظایف شرعیه از فتوى فرمودن و حکومت و فصل خصومات نمودن و امرش مطاع و حکمش لازم الاتباع”.
فضلا و دانشوران کوشا و باتقوا، نظیر علامه سردار کابلى و آیةاللّه العظمى مرعشى نجفى که به وجود کیمیایى چون او پى برده بودند، از جذابیت معنوى و علمى او استفاده مىکنند و آن استاد نیز براى هریک اجازه روایت صادر کردهاند.
آن اسوه علم و عمل، صاحب ملکات حسنه روحى بود و در کمال زهد و بىرغبتى به دنیا زندگى خود را به سر کرد. ایشان همچنین با عارف سالک، سیدمرتضى کشمیرى مجالست و معاشرت داشت و به صورت مستمر از آن جناب در زمینه اخلاق و تهذیب نفس بهره برد و خود توانست به مراتبى از سیرالى اللّه و توحید فىاللّه دست یابد. و براساس “کلٌ یعمل على شاکلته” کتاب وزین، محاسن الاخلاق از ناحیه آن جناب به رشته تحریر درآمد. وقتى پس از اتمام تحصیلات و اخذ اجازه اجتهاد به ایران بازگشت، قصد داشت براى همیشه در زادگاهش اقامت نماید؛ اما به دنبال مخالفت با برخى ناآرامىها در شهر لار، بعضى از افراد صاحبنام و با نفوذ محلى ایشان را تهدید کردند و او مجبور به ترک وطن گردید. این عمل هرچند واکنش و حمایت عالمان طراز اول نظیر شیخ فضلاللّه نورى را به دنبال داشت، ولى این واکنشها سودى نبخشید و ایشان گراش را به قصد نجف اشرف ترک کردند. آیةاللّه معصومى پس از چند سال اقامت در آن مکان قدسى و در زمان مرجعیت آیةاللّهالعظمى سیدابوالحسن اصفهانى به کرمانشاه دعوت شد و به دستور آن مرجع عالىقدر به آنجا رفت و به امورات دینى و اجتماعى آن منطقه پرداخت و شروع به تدریس و اقامه جماعت کرد، ولى اجل، زیاد مهلت نداد و رشته عمر پربرکت آن مرحوم را منقطع ساخت. آن عالم ربانى و فقیه گرانمایه را در قبرستان “قبر آقا” در کرمانشاه دفن کردهاند. و مزارشان هماکنون مورد توجه مردم و علاقهمندان به علم و فضیلت است.